Zee cine awards 2004
دوستان عزیز سلام . با تشکر از این که از این وبلاگ دیدن می کنید و اما این دفعه مطالب در مورد جشنواره زی سال 2004 می باشد که شاهرخ گل مثل ستاره درخشید هر چند که جایزه بهترین بازیگر مرد را به ریتیک دادن. و اما اول بگم که این دفعه یکم دیر آپ کردم و به خاطر این که حدود دو هفته پیش مطلب وبلاگ سیماجون را که در مورد کانک نوشته بود را خوندم و اون قسمتی که در مورد هتل و ...نوشته بود من را دیوونه کرد.واقعا یک لحظه فکر کردم که یک سلام نمسته دیگه در راهه انگار دنیا را رو سرم خراب کرده باشند خواستم بزنم زیره گریه ، پیش خودم گفتم پس این شاهرخ که هی می گفت من مسلمانم مسلمانم می گفت جوونایه امروزی دیگه معنی اصلی عشق را نمی فهمن و خیلی راحت هم دیگه را می بوسند و ... این بود که این همه تو زندگینامش می گفت به بچه هام یاد می دم روزی پنج بار نماز بخونند ، این بود این همه تکیه کلامه انشا الله و خداحافظ و نصرمن الله وفتح قریب ، خلاصه از بس این چیزا رو به یادم آوردم داشتم دیوونه می شدم آخر طاقت نیاوردم و بعد از حدود سه چهار روز با ترس و لرز از سیما جون خواستم که کامل توضیح بده چه اتفاقی در آن صحنه افتاده ما هم از اون جایی که خیلی متواضع و اندیشمند هستیم دیدیم که انگار مشکلی نیست و خطر به خیر گذشت( خودمونیما خدا وکیلی هر کاره دیگه هم می کرد باز خودمونو یه جوری رازی می کردیم ، فقط به کسی نگید) خلاصه انشاالله دیگر از این اتفاقات نیفتد. ![]()
بالاخره یادم افتاد که ما یه زمانی یه وبلاگی داشتیم که همه منتظر بودن زود آپش کنم ، نیست دو روزه مثل وبلاگ سیما صد تا نظر می زارن ( آقا، جان من هر کی حتی گذری هم می یاد یه سلام تو این نظرا بزاره حداقل تعدادش زیاد بشه بفهمیم این همه زحمت بیهوده نیست).![]()
عزیزان اگه یادتون باشه در مطلب قبلی در مورد تکه هایی از کنسرهای شاهرخ گفتم که قضیه دو تا دختر به نام نیرو و ناتاشا بود که خیلی هم سعی کردم عکس از آن ها پیدا کنم که نشد ولی بالاخره سی دی اصل برنامه را پیدا کردم که همین زی 2004 بود بنابراین از همه قسمت ها عکس گرفتم ولی چون از روی سیدی بود ، کیفیت یکم پایینه ببخشید ولی خوب بهترین عکس ها را از توش در اوردم و این دفعه بیشتر هم عکس گذاشتم چون می دونم هر قسمتیشو دوست دارید با عکس ببینید که جذاب باشه.
البته فقط قسمت هایی که شاهرخ بود را می گم چون اگه بخوام کلشو بگم خسته کننده و طولانی می شه.
شاهرخ وسط برنامه اومد رو سن و یکم حرف زد و گفت به دلیل کمر دردم نمی تونم برقصم.راستم می گفت تو هر برنامه ای از چهار ساعت حدودا 45 دقیقه شاهرخ بود ولی در این برنامه از چهار ساعت فقط فقط حدود 2 ساعت همین.![]()
اول از همه یک دختر پاکستانی بود که به نظر می رسید با تعریف های شاهرخ که می گفت :(همه فکر می کنند دخترای پاکستانی هیچ کاری نمی کنند) بازیگر معروفی باشه و فیلم های زیادی و زیبایی هم بازی کرده بود که البته من فیلمارو نشناختم مثل سنگام ، پتاجلراهه و...


و اما بعد شاهرخ گفت : به خاطردوستی بین پاکستان و هندوستان این شعر را می خونم چون شما نمی دونید شاید فردایی نباشه که در مطلب قبل هم در موردش گفتم . همونطور هم که در عکس می بینید پرتی آمد و یکم رقصید و شاهرخ را بغل کرد و رفت.![]()


و بعدش شاهرخ رفت پیشه یه دختر پاکستانیه که رو پله های سن بود نشست و بعد که آهنگ تموم شد شاهرخ گفت که این خانوم کوچولو می خواست یه چیزی بگه دختره هم برگشت گفت شاهرخ خان دوستت دارم آقا من این صحنه مردم ، چی می شد وقتی می رفتیم پیش شاهرخ خان کوچیک می شدیم، که اینقدر برامون ذوق کنه.![]()

بعدش شاهرخ گفت که امروز فقط ما خانم ها را روی سن دعوت می کنیم و اصلا هم بابت اومدن روی سن نگران نباشید چون زن من اینجاست ، اگه کاری بکنم بعد سرم داد می زنه.![]()
بعد نیرو اومد روی سن که اولین نفر بود.بعد از اون حرفایی که گفته بودم، شاهرخ گفت : دوست پسر داری؟ گفت نه، شاهرخ گفت : راستشو بگو به خانوادت نمی گم ، باز دختره گفت نه ندارم ، شاهرخ گیر داده بود و گفت : تا حالا خواستی داشته باشی ؟ گفت نه. بعد شاهرخ گفت ولی من اولین روز که رفتم مدرسه و هشت سالم بود خواستم ، راستشو می گم.


.بچه ها نگاه کنید این همون عکسست که گفتم باعث شد اشکم در بیاد و این نیرو نپرید بغلش می دونم که هممون حسرت داریم جای اون باشیم.![]()


دیگه در مورد این عکس ها توضیح نمی دم قبلا توضیح دادم تکراری می شه.


بچه ها به نظر شما یک مقداری کم بهش چیز ندادن ، دست خالی باید بره خونه بیچاره.![]()

اتفاقا شاهرخ هم گفت امشب شب خوبی برای تو و خانوادت خواهد بود تازه یه دی وی دی و ام پی تری پلیر هم بهش دادن.
بعد از اون ناتاشا اومد روی سن.

بعد از این که پرسید چیکار می کنی ، بهش گفت این جمله را تکرار کن: چندکی چاچانه چندیکو چاجیکوچندی چوگمه چندکی چمبسه چگدی چدایی(قبل از اینکه بگید خودم می دونم صد در صد توش غلط داره ولی همین غلطشم سخته بخواید بگید ، راستی می دونید که این کدوم جملست ؟ توی کبی خوشی کبی غم بود) . ناتاشا یه بار هم اشتباه گفت ولی دفعه دوم درستش کرد.
و اما بقیه حرفاشون:( امیدوارم که درست نوشته باشم خودتون می دونید که ماشاالله این شاهرخ اینقدر تند حرف می زنه که یکم بعضی جاها فهمیدنش سخته اگه جاییرو اشتباه نوشتم ممنون می شم بگید مخصوصا تو آرزو جان البته منظورم با دوستانیه که این جشنواره را دیدن)
شاهرخ عینک ناتاشا رو گرفت و به چشمش زد
ناتاشا : مدل عینک پرتی زینتا در کالهوناهو است وقتی که این فیلم را دیدم رفتم و از روش ساختم
شاهرخ : می تونم یه چیزی بهت بگم ، تو واقعا خوشگل تر از پرتی هستی تو احتیاجی نداری که عینک پرتی زینتا را به چشمت بزنی وقتی پرتی تو رو در این آهنگ که الان می خونیم ببینه میره لباس و عینک مثل تو می گیره و اما کاری که حالامی خوایم بکنیم اینه ، یه سری زن می آیند و دورت را می گیرند و لباسات را عوض می کنند تا شبیه خوشگلترین زن در دبی بشی و بعد آهنگ پری هوما رو می خونیم ، چطوره؟
ناتاشا : لباسامو عوض می کنند؟ همینا بهتر نیست؟
شاهرخ : تو خیلی خوشگلی تو این لباسا اما می خوان یه لباس متفاوت بهت بپوشونند.
ناتاشا : باشه
شاهرخ : :یه عالمه دامن
ناتاشا : نه نه نه نه نه
شاهرخ : باشه بهت بی کی نی (مایوی زنانه دو تکه) می پوشونند (این شاهرخ یه چیزیش می شه ، من جا این دختره بودم آب می شدم می رفتم تو زمین.![]()
ناتاشا: آه ...همه یه عالمه دامن رو دوست دارن
شاهرخ : اااااااااا...این یه بازیگر مسلمونه ، من شنیدم اگه آروم باشی دستاتو می برن بعد چیز های بیشتری را پاره می کنند تا شبیه دخترا ی اینجا بشی اااااااااااااااا... ( لباس های عرب هارو که می دو نید چجوریه منظورم رقاصاشونه) ، ما دوست داریم که بی کی نی بپوشی ولی خوب خودت دوست داری یه لباس زیبا بهت بپوشونند تا شبیه زیباترین زن در دبی بشی .
بعد همونطور که می بینید آهنگ شروع شد و شاهرخ می رقصید و ناتاشا هم در حال عوض کردن لباس بود البته در پشت پرده ، بعد تا رسید به کلمه پری هوما همه پرده ها رفت کنار و بجای اینکه ناتاشا بیاد رقاص دبی اومد .![]()

تازه آهنگ هم عوض شد و یه آهنگ عربی پخش کردن(یه نکته این عکسای پایین را اول خواستم نزارم بعد دیدم اصل خندش به عکساشه پس خودتون مراعات کنید فقط بالای 18 سال ببینند بجز خودم البته می دونم حالا که اینو گفتم همتون چه بزرگ چه کوچیک دوست دارین زودتر عکسارو ببینید).![]()



مثلا شاهرخ نمی دونست که این زنه قراره بیاد تا رقاصه اومد شاهرخ دستشو گاز گرفت به معنای اینکه وای چه لباس بدی پوشیده ( نیست بچه مسلمونه بدتر از اینا که ندیده که اولین بارشه )
رقاصه با یه عصا اومد با عصاش می رقصید هر کاری رقاص با عصاش می کرد ، یا قر کمر می داد شاهرخ برای اینکه در برابرش کم نیاره کارشو تکرار می کرد که عکساشو ، گذاشتم ببینید.

اول که رقاصه اومد هی می رفت طرف شاهرخ قر می داد ، شاهرخ هی فرار می کرد ، بعد دیگه وایساد رقصید.
خدا وکیلی نگاه کنید کمرش یه طرف دیگه داره می ره بعضی جاها یه قری می ده که نامردم اگه بگم رقاصه قشنگتر قر می داد.![]()



اینجا شاهرخ دید که این یکی را دیگه نمی شه روی سرش بزاره بچم از دستش کمک می گیره.





بعد که آهنگ تموم شد شاهرخ معرفیش کرد بعد رقاصه بوسش کرد ولی راستشو بخواید طی تحقیقات و باز بینی های بنده ، هم مرزه بینشون رعایت شده بود و هم یه نکته خیلی جالب ، اصلا صورتشون به هم نخورد دیگه چه برسه بخواد بوسش کنه تازه صدای بوسشم شاهرخ با خوده میکروفن در آورد.بعد برگشت به دختر گفت پس ناتاشا کجا رفت برو بهش بگو تا از پشت پرده بیاد بعدم بهش دست داد و رفت.(بمیرم این چند دقیقه گوری چه حالی داشته؟ نیست گوریم حساس).

ناتاشا اومد و آهنگ را با شاهرخ رقصید و.بعد از آهنگ شاهرخ گفت پس چرا با ما نچرخیدی یه بار دیگه بچرخ و بعد دوباره با شاهرخ چرخید.بعد هم به ناتاشا یه تلویزیون پلاسما هدیه دادن و بعد رفت.![]()

شاهرخ گفت آهنگی که حالا می خواهیم اجرا کنیم از فیلم کالهوناهو است که آهنگ دیسکو است بعد گفت فقط مجرد ها بیان روی سن ولی مردی که رفت مجرد نبود یه بچه هم داشت و اما حرفاشون:

شاهرخ اسمشون را پرسید دختره اسمش ارشیتا بود.دانش آموز بود درامریکا هم زندگی می کرد تا شاهرخ فهمید از امریکا اومده گفت: آه من امریکا رو خیلی دوست دارم( از یه اخلاق شاهرخ خیلی خوشم می یاد اینکه خیلی خیلی خاکیه اصلا خودشو نمی گیره ) بعد شاهرخ گفت برای تعطیلات اومدید؟ دختره هم دیگه شروع کرد : بله من واقعا از مادرم ممنونم مادر من خانم دیسای اونجا نشسته و اون هم فامیل های من هستن شاهرخ هم برگشت گفت:
می تونی بقیه فامیلت هم تا عصر می گذره به ما معرفی کنی تا بیشتر آشنا بشیم بعد برگشت گفت سلام خانم دسای ، سلام اقای دسای ، سلام عمه دسای ... و دیگه ...![]()
بعد رفت سراغ مرده ، گفت اسمت چی بود ؟
گفت: جمال شریف
شاهرخ: می تونم بهت بگم شریف یا اینکه شبیه شریفا نیستی ؟
شریف : بعضی وقتا شبیه شریفا می شم.

بعد هم آهنگ را اجرا کردند و دو تا تلفن هم هدیه گرفتن تازه شاهرخ بهشون گفت که می تونید ژاکت ها رو برای خودتون نگه دارید.دختره پرید بوسش کرد بعد شاهرخ به پسره گفت که تو هم می تونی منو ببوسی ولی پسره نبوسیدش شاهرخ هم برگشت گفت که: هااااااا این گفت که نمی خواد منو ببوسه اگه از قبل می شناختمت روی سن صدات نمی زدم.بعدش پسره به شاهرخ گفت که می خواد یه چیزی در میکروفن بگه:
از زی ممنونم که در دبی هست و همچنین همه کسانی که این برنامه را تماشا می کنند و لطفا برای من دست بزنید این اخرین باریه که روی سن هستم.

شاهرخ : انگار جایزه بهترین بازیگر مرد را گرفته و بعد گفت که این آهنگ بدون حضور دو دوست من پرتی و سیف علی کامل نیست و بعد سه نفری آهنگ را اجرا کردند.

و اما شاهرخ رفت و کارن و جوهی که مجری برنامه بودند اومدند و کارن گفت :
جوهی من واقعا نمی دونم یکی تلویزیون می بره ، یکی تلفن ، یکی پلاسما
جوهی هم گفت : همه شانس دارن با شاهرخ می رقصند هدیه می گیرند ولی منو نگاه کنید دارم فقط با تو حرف می زنم.
و اما یه قسمت دیگه هم مونده که به شاهرخ برای بهترین بازیگرسال خواستند جایزه بدهند و اما کسی که اومد که بهش هدیه بده کسی نبود جز سوشمیتاسن ( این چند وقته چقدر خبر از این دو تا شنیدیم).

سوشمیتا گفت که یه چیزی می خوام بگم در مورد این فرد که اینه :
اون به یه چیزی معتقده که همیشه در سخناش می گه و اون هم اینه : نصر من الله و فتح قریب( فکر کنید سوشمیتا چنین جمله ای را بگه ، به همین راحتیا نمی شد بفهمی و یه چیزه دیگه ، اول گفتن شاهرخ مسلمونه ، بعد گفتن به خدا خیلی اعتقاد قوی داره ، بعد خودش تو زندگینامش گفت که به بچه هاش نماز خوندن یاد میده و تازه سوره حمد را هم خوند حالا هم که دیگه فتوا هم می ده ، خودمونیما کم مونده دیگه بگن شاهرخ خان حافظ کل قرآنه ).
خلاصه شاهرخ اومد و کارن بهش گفت بله شاهرخ جان خداجوابتو داد ، که الان جوهی میگه و اما جوهی:
هدیه ای به مبلغ 50000 درهم ، که اونجوری که من حساب کردم به پول ما میشه 12500000 که البته برای ایران خیلی پولی نیست ولی فکر کنم ارزش این پول در هند خیلی باشه چون جوهی گفت: خدای من امروز شاهرخ ثروتمند شد و حتما باید پوله زیادی باشه که اینقدر شاهرخ و گوری ذوق کردن.![]()
![]()


تازه بعدشم شاهرخ گفت باید برم خونه بشینم این همه پول را حساب کنم.

یه قسمت دیگه هم بود که دوباره شاهرخ و ریتیک با پرتی و لاراداتا اومدند و آهنگ هایی از فیلم های یاش جوهر را اجرا کردند و بعد هم از یاش دعوت کردند که بره روی سن.
این هم از مطالب این دفعه امیدوارم که خوشتون اومده باشه حتما نظر بدهید و بدی و خوبیش را هم ذکر کنید و البته همیشه خوب و خوش و سلامت و شاهرخی باشید چون کالهوناهو .![]()
![]()






















